محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
137
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
من بر كسى روا نبود و پس از من نيز بر كسى روا نخواهد بود ؛ و تنها در ساعتى از روز كه همين ساعت است ، چيره گشتن بر آن شهر ، بر من حلال گشت . مكّه حرم است و بوتههاى خاردار آن را نبايد چيد و درختان آن را نبايد بريد . . . خار بر زمين ريختهء آن ( يا : چهار پايان يافتشدهء ( 3 ) آنجا ) به جز بر معرّف ( 4 ) ، بر كسى ديگر روا نيست . چنانچه كسى كشته شود ، يكى از بهترين دو كار همسان را مىتوان انجام داد : يا براى وى خونبها گرفت و يا كشنده را كشت . مردى از مردم يمن آمد و گفت : « اى پيامبر خدا ! اين خطبه را براى من بنويس . پيامبر ( ص ) گفت : آن را براى ابو فلان ( 5 ) بنويسيد . يكى از مردان ( 6 ) قريش گفت : اى پيامآور خدا ! به جز « إذخر » ( 7 ) كه ما آن را در خانهها و گورهاى خويش مىنهيم . پيامبر گفت : « به جز « إذخر » . در روايت بخارى 45 / 7 / 1 آمده است : « گمشدهء آن ، جز بر معرّف ، بر هيچ كس ديگر روا نيست » . نيز در همان كتاب است : « درختان خاردار آن را نبايد بريد ؛ و شكار آن را نبايد رمانيد و گمشدهء آن ، تنها بر معرّف حلال است . نيز گياه تر آن را نبايد چيد . پس عباس گفت : . . . ( 8 ) در روايت ديگر بخارى 45 / 7 / 2 آمده است . . . ( 9 ) 1 . اين كلمه در متن به اشتباه ، « قال » چاپ شده اما به قياس ديگر موارد بايد « قابل » بوده باشد كه به همين وجه ترجمه شد . - م . 2 . اشاره است به حملهء ابرهه با فيل به مكه و عذابى كه خداوند بر سر او و سپاهش فرستاد . - م . 3 . متن « ساقطتها » در زمخشرى و لسان ، « لقطتها » آمده است ( الفائق 1 / 391 ؛ لسان 3 / 422 « نشد » ) . - م . 4 . كلمهء المنشد در متن ، به معنى معرّف است . خليل بن احمد مىنويسد : « أنشدت الضّالّة : عرّفتها » : چهارپاى گم گشته را به مردم شناساندم ( كتاب العين 5 / 243 ، الفائق ، همان ؛ لسان ، همان ) . - م . 5 . بر پايه تصريح برخى از مآخذ اين خطبه ، آن شخص ، ابو شاه يمنى بوده است . 6 . ابو داود مىگويد : آن مرد ، عبّاس عمّ پيامبر بوده . بنگريد ص 91 متن ، پانوشت 1 . 7 . الإذخر : گياه يا بوتهء خوشبويى است كه ساييدهء آن را به موادّ خوشبو مىافزايند ( كتاب العين 4 / 243 ؛ لسان 4 / 303 ) . - م . 8 . تكرار همان گفتهء ياد شده دربارهء گياه « إذخر » است . - م . 9 . در اين روايت بخارى نيز چيزى افزون بر آنچه كه گفته شد ، نيست . تنها نام ابو شاه ، مردى يمنى كه درخواست كرده بود خطبهء پيامبر را براى او بنويسند ؛ و نام ابو عبد اللّه كه از وى پرسيدهاند : چه چيزى براى وى نوشتند ؟ و او پاسخ داد : همين خطبه را ، در آن آمده است . - م .